از پشت پنجره - تاریخ: 1402/6/4 ساعت: 21:06
به نام خداهر روز از پنجره اتاق اداره ام که به بیرون گاه می کنم، آدمهای زیادی را با لباس ها و رنگ موهای مختلف میبینم. شیشه اتاقم تیره است و از بیرون دید ندارد. اما من به خوبی میتوانم مردم را برانداز کنم. گاهی دختر و پسری پشت این پنجره می نشینند و تا مدتها با هم صحبت می کنند و یا از هم بوسه میگیرند. و...
قدرت زن - تاریخ: 1402/5/12 ساعت: 13:40
به نام خدادر طول تاریخ انسان ها برای بقای خود جنگ های زیادی کرده اند و جنایت های فراوانی را برای ادامه بقا انجام داده اند. مانند جنگ های باستانی، جنگ های خلفای اسلامی برای فتح کشورهایی مانند ایران و روم و اسپانیا و یا جنگ های صلیبی و جنگ های اول و دوم اروپا. این همه جنایت و مکافات برای ادامه بقا. ای...
بی اختیار - تاریخ: 1401/11/8 ساعت: 12:10
به نام خدایی که نمیدانم کجاستنمیدانم چرا این روزها آدم ها نسبت به یکدیگر بی مسئولیت شده اند، دیگر چیزی بعنوان انسانیت در روابط اجتماعی امروز دیده نمیشود. انسان ها تا یکجایی با یکدیگر خوبند ولی از یک جایی به بعد پر از کینه و نفرتند. و از هر فرصتی برای نفرت پراکنی نسبت به یکدیگر کوتاه نمیایند. انسان ه...
شیوع - تاریخ: 1401/4/7 ساعت: 14:45
به نام خداتمام روزهای تعطیل عید نو  را در خانه ماندم، گاهی از پنجره بیرون را نگاه می کردم و از این وضعیت عجیب با خودم صحبت می کردم. اینکه چه شد که این طور شد و چرا، سئوالی است که همه ما از خودمان می پرسیم. اما این ویروس با همه مشقت و محنتی که برای بشر به همراه داشته، درس های زیادی هم به ما یاد داده ...
من و کودکی ام - تاریخ: 1401/4/7 ساعت: 14:45
به نام خدامن و کودکی ام سال های سال با هم زندگی کرده ایم، سال های نه چندان دور، ... همیشه با هم به دیدار دوستان مشترکمان می رفتیم، ویا به مسافرت های هیجانی، به شهر بازی، استخر و یا ورزشهای شورانگیز، حتی در کلاس درس هم باهم بودیم. من و کودکی ام نه تنها دوستان بسیار صمیمی ای بودیم بلکه مثل یک روح در ی...
من ماندم و حوضم... - تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 22:09
به نام خدا امروز یکی از دوستام میخواست به بهشت زهرا برود، سر خاک پدرش . من هم گفتم خوب با هم برویم. ماشین را برداشتیم و به راه افتادیم . پدرش را تازگی ها از دست داده بود . میگفت: «جایش خیلی خالیه مهد
مسافر - تاریخ: 1398/9/30 ساعت: 22:09
به نام خداکوله بارش را بست. هر چه کردند نماند. خسته از یک را ه طولانی ای که آمده بود . چند صباحی اینجا بود. دوستان زیادی پیدا کرد. روزهای قشنگی را سپری کرد. حرف های زیادی بین آنها رد و بدل شد. روزهای
گذشته ها گذشته .... - تاریخ: 1398/2/22 ساعت: 8:10
به نام خدااز گذشته ها نمی شود گذشت، بااینکه همه می گویند، گذشته ها گذشته، اما قبول کنید که گذشته ها نگذشته است، امتداد دارد و تا حال و آینده ادامه پیدا می کند، کسی که قلبی پاک و سرشار از عشق و امید دا
من، تو و هیچکس ...! - تاریخ: 1397/9/20 ساعت: 9:41
به نام خدا آغاز هر روزم با نام و یاد توست، هر جا می نشینم و بلند می شوم...؛ خودت شاهدی چه رنج ها و مرارت ها کشیدم و برای زندگی ام با خودم، با او، با آنها، حتی با حصارهای اطرافم جنگیده ام. سالهاست که ا
گم شدم !!! - تاریخ: 1397/9/20 ساعت: 9:41
به نام خدا این روزها شبیه آن روزها شده ام. آن روزهایی که تمام ساعاتش را اسم تو، حرف تو و نگاه تو پر کرده بود. کلمه های تنهایی نبودند یا اگر هم بودند کم رنگ بودند. روزگار جوانی مانند بهار زیباست. حت
ارزش زندگی ! - تاریخ: 1397/9/20 ساعت: 9:41
به نام خدا شاید این حرفهای من کمی از روی احساسات و هیجان باشد و یا لااقل درک شما از آن اینگونه باشد ولی راستش را بخواهید، گاهی فکر می کنم که زندگی, آیا ارزش,ش را دارد که ادامه داده شود یا نه؟ نمی دانم ا
کلی خندیدیم - تاریخ: 1397/9/20 ساعت: 9:41
به نام خدا صفهای بلند اتوبوس های خیابان منتهی به بهارستان روز شلوغی را به تصویر کشیده بود روبروی مجلس آنطرف خیابان، اتوبوس های شرکت واحد ایستاده اند. هوا گاهی ابر میشد و گاهی هم آفتاب. مثل همه روزهای
فهمیدنش سخت است ! - تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 15:48
به نام خدا آدم های زیادی در زندگی ام دیده ام، آدم هایی که برای گذشتن از سد مشکلات، راهشان را تغییر می دهند، یا آنهایی که خود را محکم به سد می کوبند تا شاید از آن عبور کنند؛ زندگی پر است از برخوردهایی شبیه این. اگر عبور کنی ممکن است برنده باشی و اگر نه، حتما بازنده ای!... گاهی هم سیل می آید، آدم ه
حرف های زیادی ! - تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 15:48
به نام خدا حرف هایمان گاهی سرجایشان نیست، گاهی حرفهایی می زنی که نباید می گفتی، یا آنجا جایش نبود! و گاهی حرف هایی را نمی زنی که باید می گفتی! گاهی می خواهی همه ی روز صحبت کنی، با خودت نه با هیچکس، اما وقتی برایش نداری؛ گاهی می خواهی تمام حرفهایی که در گذشته نباید می گفتی و گفتی پاک کنی، اما وقتی ب
باور کن! - تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 15:48
به نام خدا هر روز که از خواب بیدار می شوم، از پنجره اتاق به بیرون نگاه می کنم، خورشید هنوز آفتابی نشده، اما هوا روشن است. صبح حتی بدون خورشید هم دل انگیز است، شاید خورشید دلیل صبح باشد، اما تاخیرش موجه است. این را از زمانی که کارمند شده ام، از سلسله مراتب ادارات یاد گرفته ام. ولی بیشتر اوقات منتظرش
این روزها ... - تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 15:48
به نام خدا آدم ها این روز ها کمی پیچیده تر شده اند، بطوری که خودشان هم سر در نمی آورند. کنار هم که می آیند از گلایه هایشان می گویند و وقتی از هم دورند از احساساتشان! ... آدمها این روزها کمی پیچیده تر شده اند، از دور همدیگر را دوست دارند و از نزدیک ریاکارند. مانند عید دیدنی های شب های عید، انگار یک
بی خبری محض ... - تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 15:48
به نام خدا امروز سعی کردم چند وبلاگ از دوستان قدیمی که نویسندگان خوبی در اینجا بودند، را نگاهی بیاندازم. همگی شان تعطیل بودند. مثل این است که یک روز جمعه بعدازظهر به بازار تهران بروی! دیگر باید به از رونق افتادن بلاگفا اذعان کرد، بلاگفایی که برای ما پر از خاطرات و نوشته هایی است که لحظه هایمان را پ
روز تولدم ! - تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 15:48
به نام خدا آمدن و ماندن، زندگی کردن و رفتن... فلسفه ظاهری زندگی همین چند کلمه است. اما در خلال این چند کلمه کتابهای زیادی نوشته شده است، حرفهای زیادی روایت شده و یا نقل شده اند. زندگی آدمها پر است از اتفاقاتی که در کلمه سوم یعنی « زندگی کردن» معنا میگیرند؛خدا، پدر، مادر، خواهر، برادر، همسر، فرزند..
درباره من تجدید نظر کن !!! - تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 15:48
به نام خدا روزهای زیادی از پی هم گذشتند، روزهایی که بی رحمانه فاصله ی ما را از اولین سلاممان دور می کنند. فاصله شاید یک کلمه کوتاه پنج حرفی باشد، اما وزن زیادی دارد، وزنی که تاب و توان نگه داشتنش را ندارم. حرفهای زیادی بین ما رد و بدل شد، از اینکه آینده چه می شود، و چه برنامه هایی برای آن داریم! ام
پدر - تاریخ: 1396/4/12 ساعت: 15:48
به نام خدا روزهای زیادی در سال وجود دارند، به رنگهای مختلف، به نام های متفاوت و با معنا، اما روز پدر از همه روزها متفاوت تر است. پرمعنا تر و حتی بی ریاتر. اصلا روز پدر روز مظلومی است، چون پدر مظلوم است، چون پدر صبور است... روزهای زیادی کنار پدرم زندگی کرده ام، اما روزهای زیاد هم کم است. اصلا تا اب